• محمدرضا نصرالهی

«کُدا» مانیفست خانواده آمریکایی را به تصویر می‌کشد

Eshragh

کُدا موفق است چون عمیقاً آمریکایی است. این فیلم، مانیفست یک خانواده جاندار آمریکایی در عصر نئولیبرال است. همان چندفرهنگی که در فیلم می‌بینیم (خانواده ناشنوا، معلم مکزیکی، همکلاسی سیاه‌پوست) و در نهایت یک صدا دارند، صدای آمریکا به عنوان سرزمین فرصت‌ها، جایی که حتی یک اقلیت با اراده می‌تواند به موفقیت برسد.

به گزارش اشراق نیوز، در دومین جلسه از سلسله نشست‌های سینما اندیشه که به بررسی فیلم کدا اختصاص داشت، دکتر محمدعلی روزبهانی عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اظهار داشت: پدیده هواداری در جهان امروز و از جمله در ایران، بیش از حد فربه شده است. اما این فربه‌شدن لزوماً بر بنیادهای کیفی و ذاتی استوار نیست، بلکه عمدتاً کمّی و نسبی است. در چنین فضایی، طبیعی است که فیلم‌هایی که بر معنای زندگی، دعوت به تأمل، نگاه متفاوت به جهان و ایجاد وقفه‌ای در زندگی روزمره تأکید دارند، کمتر دیده و شنیده شوند. در منطق هواداری، گاه معنا یا به آینده حواله داده می‌شود، یا به دیگری. برای نمونه، فیلم کُدا در قلب آمریکا که کانون پدیده هواداری است شکست تجاری خورد و برای جبران، نیاز به تلاش در بازارهای دیگری مانند اروپای شمالی داشت. در مقابل، فیلم‌های اکشن و پرحادثه‌ای مانند آثار تارانتینو بر اساس دستورالعملی آشکار و پرفروش سینمای جهان عمل می‌کنند. این موفقیتِ صرفاً تجاری، حاصل یک امر سهل ممتنع و نوعی ذائقه فست‌فودی است که در آن همه چیز، از جمله خانواده، فیلم و حتی معنا، به کالایی نمادین و قابل مصرف در لحظه تبدیل می‌شود. مخاطب با این ذائقه، طاقت تأمل و آهستگی را ندارد و اگر فیلمی او را به تفکر دعوت کند، ممکن است او را از دست بدهد. موضع ما در این میانه، تلاش برای ماندن روی آب و حفظ مخاطب، بدون عقبنشینی از معناست.

روزبهانی با تأیید تحلیل محمدتقی فهیم مبنی بر آمریکایی بودن و رمز موفقیت فیلم، این مفهوم را عمیق‌تر تفسیر کرد و گفت: مسئله صرفاً ساختن اثری با جغرافیای آمریکا نیست. تمدن غربی زمانه ما را تعریف کرده و پرسش آمریکایی بودن یا نبودن را به ضرورتی جهانی تبدیل کرده است. ایرانی بودن اثر آنجا شکل می‌گیرد که این پرسش، برای هنرمند یک پرسش درونی و وجودی شود و پاسخی از جنس تجربه زیسته خودش به آن بدهد.

وی تأکید کرد: کُدا موفق است چون عمیقاً آمریکایی است. این فیلم، مانیفست یک خانواده جاندار آمریکایی در عصر نئولیبرال است. همان چندفرهنگی که در فیلم می‌بینیم (خانواده ناشنوا، معلم مکزیکی، همکلاسی سیاه‌پوست) و در نهایت یک صدا دارند، صدای آمریکا به عنوان سرزمین فرصت‌ها، جایی که حتی یک اقلیت با اراده می‌تواند به موفقیت برسد.

عضو هیئت علمی دانشگاه هنر به تغییر الگوی قهرمان در فیلم اشاره کرد و افزود: قهرمان کُدا یک انسان کاملاً عادی، روزمره و دم‌دستی و یک سوژه کارآفرین است. این نقطه قوت فیلم است، اما از نقد هم خالی نیست؛ فیلم هیچ نقدی به سیستم نئولیبرال وارد نمی‌کند. بلکه عاطفه خانوادگی را نیز در نهایت به کالایی نمادین تبدیل می‌کند که به مصرف و تولید پول می‌انجامد. در این تصویر، صورت دیگری از زندگی غیرمصرف‌گرا قابل تصور نیست.

روزبهانی در پایان تأکید کرد: درس کُدا برای سینمای ایران این است که برای خلق آثاری اصیل و جهانی، نباید صرفاً به دنبال پروژه‌سازی درباره ایرانیت بود. هنرمند باید پرسش ایرانی بودن را از درون خود و تجربه زیسته‌اش آغاز کند. وقتی پاسخ به این پرسش جهانی، رنگ و بوی راستین تجربه ما را داشته باشد، آنگاه اثر ایرانی خواهد شد و می‌تواند سخنی برای گفتن داشته باشد.

این نشست با واکاوی دو لایه روایی و فلسفی «کُدا»، بر این اصل تأکید کرد که احیای ارتباط سینمای ایران با مخاطب، در گرو خلق آثاری است که از دل تجربه زیسته و پرسش‌های هویتی راستین این سرزمین بجوشد.



لینک کوتاه :
https://news.eshragh.ir/p=21651


اخبار مرتبط


دیدگاهی وجود ندارد !